تبليغاتX
دریا
همچون آبی بیکران ...

 

آئینه ها را باید شکست

من نیستم در پس آئینه  .... این تصویر شیطان است که  با چشمانی کینه توز و لبخندی گنگ بر من خیره شده !

فرشته بودم ... پاک ... تو بودی  و   ما با هم ...

 آئینه ها حقیقت را می گفتند

و من چه زیبا تر از تو بودم !

تو آئینه را زشت کردی ... پس راندم َ ت !

حال رفتی و آئینه ها دروغگو شدند ...  صداقتشان را به یغما بردی ...

شاید هم ...  خوبی آئینه ها از تو بود !

اینک من ماندم و نقش شیطان در آئینه

آئینه ها را باید شکست ...

***

( آئینه شکسته شد و هزاران شیطان در پس آئینه های خرد شده ... )

 


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 14:51  توسط ف.سایه  |