برصخره ها رو به رویت ایستاده ام
نفسهایم را با صدای گرم تو می آمیزم
ودرحسرت اندکی ازبینهایت ات
بینهایت اشک دنیایم را تار می کند
چرایگانه زندگی مرادرآغوش گرفتی؟!
درتلاطم امواج خروشانت آوایی مبهم
روح زندگیم رابه یغمابرد....

برصخره ها رو به رویت ایستاده ام
نفسهایم را با صدای گرم تو می آمیزم
ودرحسرت اندکی ازبینهایت ات
بینهایت اشک دنیایم را تار می کند
چرایگانه زندگی مرادرآغوش گرفتی؟!
درتلاطم امواج خروشانت آوایی مبهم
روح زندگیم رابه یغمابرد....
